تبليغاتX
..بدون تو

..بدون تو

برای ماهی در بند , چشمهای روشنت آخرین دریاست....

يک دختر سر به راه...مي داني عشق؟؟؟

لرزيد به يک نگاه...ميداني عشق؟؟؟

او را به صليب خودت بکش يا برهان

هر جور خودت صلاح مي داني عشق...

دور مي شوم،

فرسنگ ها دور...

دور مي شوم،

قرنها دور...

دور مي شوم و عقربه هاي گنگ اين ساعت هاي به اصطلاح متمدن به سرعت از من مي گذرند تا

هر چه زودتر تمام و تمام تر شوم...

نه ، لازم نيست بگويم ؛

خودت هم ميداني که حسرت چند تا تيک تاک با تو بودن را برداغ دلم گذاشتي...

همان دلي که هميشه لک ميزند براي لک زدنت...

غربت صدايم احساس نميشود؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 10:19 AM توسط انیس |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

پشت دیوار می شینم,

جدا از همه ی آدما,

میدونی برای چی؟؟؟؟

درس یاد نمی گیرم,

سکوت می کنم,

نمی خندم,

حتی حرف هم نمی زنم..

میدونی همش برای چی؟؟؟؟؟


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مهر 1387

اسفند 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385



پیوندها

مقدس
یادداشت
باران
دوستش دارم
اشتیاق
آوا با طعم گریپ فروت
سکوتم آخرین فریاد عشقه
دنج و آروم
سرودهای خفته
ما آزادیم در حالیکه نیستیم
تازه های ادبی
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin