تبليغاتX
..بدون تو

..بدون تو

برای ماهی در بند , چشمهای روشنت آخرین دریاست....

 

وصال ما به هیچ استوار بود نه بر یقین!!!

برای همین برای دوباره دیدنت هیچ پل شکسته ای نمانده...

همین بهتر که تا آینده بدون هم باشیم...

تا يك احساس را از هم دور بدانيم...

تا بدون عشق لبخند بزنيم...

شايد در يادهامان

ذر خاطرمان

هرگز با هم نباشيم

چه خوب كه نگذاشتم دير شود

و زودترين دير شده را به محض رسيدن عقل به انجام رساندم

تو با رفتارهاي آزار دهنده ات به من فهماندي كه هيچگاه خودم را فداي

عشق
نكنم

به خاطر همه چیز ممنون....

                                          من٬همونی که بیشتر از همه دوست داشت...

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 11:1 AM توسط انیس |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

پشت دیوار می شینم,

جدا از همه ی آدما,

میدونی برای چی؟؟؟؟

درس یاد نمی گیرم,

سکوت می کنم,

نمی خندم,

حتی حرف هم نمی زنم..

میدونی همش برای چی؟؟؟؟؟


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مهر 1387

اسفند 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385



پیوندها

مقدس
یادداشت
باران
دوستش دارم
اشتیاق
آوا با طعم گریپ فروت
سکوتم آخرین فریاد عشقه
دنج و آروم
سرودهای خفته
ما آزادیم در حالیکه نیستیم
تازه های ادبی
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin